شيخ حسين انصاريان

144

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

محمّد صلى الله عليه و آله پدر اينان بود و اصل استوار اين دو شاخسار طوبى نشانِ روضهء جِنان ، دو شاخسارى كه شجرهء ولايت را اصل بودند و بيان احكام راستين آيين اسلام را فصل الخطاب و قول فصل كه اصل ايشان ثابت است و دائم و فرعشان در سماى هدايت سر بركشيده و قائم كه قوام حقيقت و بنياد معرفت به استحكام اين استوار بنيان و قيام اين شجرهء ثمربخش گلستانِ جانْ وابسته است . كنيهء ابوالارامل و أبو المساكين « أبو الأرامل » و « أبوالمساكين » هم حضرتش را كنيه‌هايى مناسب و نيك بوده‌اند كه صفوت آدميان بود و رحمت حق بر جميع عالميان . دلش از عاطفت و محبّت چشمه‌اى جوشان بود و جانش از مرحمت و فتوّتْ بحرى موّاج و خروشان ، هر جا يتيمى بود او پدرش بود و هر جا مسكينى بود او به ياريش دست دراز مىكرد و به كمكش گام جوانمردى پيش مىنهاد و او را رعايت و سرپرستى مىفرمود . بيوه‌گان از بركت رحمتش درد بينوايى از ياد بردند و بينوايان از كمال عنايتش رنج نادارى بر طاق نسيان سپردند . از آن كه خدا را مىخواست و جز خدا نمىخواست ، خلق جهان را كه نهال باغ خدايند از حاقّ دل دوست مىداشت ، به تمام مقدور به مراقبت حالشان مىپرداخت . به خرّمى خلق خرّم بود و از رنج و ناراحتى مردم از غايت همدلى دژم « 1 » و دَرهم ! باغبانى بود دانا و مهربان و زبردست و كاردان ، به باغبانى روضهء گيتى آمده ، هر جا شاخسارى مىشكست و هر جا برگى از بى آب و برگى زرد مىگشت و بى بر و بار مىماند ، آب اندوه كه درّ صاف محبّت و لؤلؤ لالاى مرحمت بود بر رخسار حق نمودش كه آيينهء تمام نماى صفات ذات بى چون است جارى مىگشت ، سرشك غم از ديدهء حق بين فرو مىباريد و اعانت بيچارگان و همراهى نيازمندان را بر هر

--> ( 1 ) - دژم : افسرده ، دلتنگ ، اندوهگين .